پایان 91 و آغاز 92
365 روز، با تمام بدمزگی ها و خوشمزگی هاش گذشت. سالی بود پر از ماجراهای تلخ و شیرین ... تلخ ها را فراموش می کنم و شیرین ها را مرور . خدایا ازت ممنونم. ...
جوجه کباب با سیخ چوبی
توی این هاگیر و واگیر جابجایی خونه، آخر سال و دم عیدی، جوجه نــوبره والا !!! طرز تهیه بصورت خلاصه: قطعه های سینه مرغ را از شب قبل، در ظرفی شامل آبلیمو، زعفرون، فلفل سیاه و نمک قرار می دهیم تا مزه دار شود. گوجه فرنگی، فلفل دلمه، قارچ و پیاز را درشت خرد می کنیم و سیخ می زنیم. تابه را گرم کرده، روغن را درون تابه ریخته و سیخ ها را سرخ می کنیم. مقداری کره آب شده روی قطعات جوجه میریزم تا از حالت خشک بودن ، خارج شود. اوایل، قطعات فلفل دلمه و گوجه را لابه لای قطعات مرغ در سیخ می گذاشتم، شکیل تر می شد اما زمان پخت هر کدوم با هم فرق می کرد. پس ترجیح دادم، بصورت جداگانه...
خخخخخخ ... :D
فقط واسه خاطر دوستای گلم
از اینجا بگم یا از آنجا ؟
اثاث کشی :(
این روزها درگیر اثاث کشی یا اسباب کشی (به قول یکی از دوستان) هستم. دوستای خوبم، پیشاپیش عذرخواهی می کنم اگر نتونم هر روز بهتون سر بزنم. سعی میکنم هر از گاهی یه سر بیام که البته حتما میام، آخه نمی تونم که نیام. کلی به اینجا و دوستای عزیزم که شما باشید، وابسته ام. نظری داشتید، حتما واسم بنویسید. مطمئن باشید که دیر یا زود پاسخ خواهم داد. یه عالــمه دوســتتون دارم... ...
وبلاگـــمو دوست دارم چون ...
وبلاگمو دوست دارم چون; تمام حرفای دلم رو توی دلش می نویسم... خیالم راحته که خاطراتم رو حفظ می کنه و هر وقت که بخوامشون واسم رونمایی میکنه... می تونم خیلی راحت بهش اعتماد کنم... از طریق این وبلاگ، با دوستانی آشنا شدم که در اوج مجازی بودن فضا، حسشون می کنم، لمس بودنشون رو می ستایم و آرزوی برقراریشون، واسم یه درخواست بزرگ از خداست... و در آخر، دوستش دارم چون قراره یه روزی بشه خونه ی فسقِـلی آینده مون...! خدا جونم، بابت همه چیز ازت ممنونم. هما جان، از دعوتت تشکر میکنم. بر اساس قانون این مسابقه، سه نفر از دوستای گلم رو دعوت می کنم; 1. مامانِ نیایش جونی 2. مامانِ نیروانا جونی ...
نمـره زبـانِ انگلیسـی همسـری
22 بهمنـــ ماهـــ
بیستــ و دو بهمنــ ، روز از خود گذشتنــ روز آزادیــ ما، روز نجاتــ میهنــ روز پیروزیــ ما، روز شکست ــ دشمنــ ...








